چقدر زمستون رو دوست داشتم. مخصوصا وقتی که برف میومد و وسط نوشتن مشقای مدرسه، قایمکی روی بخار شیشه با انگشت نقاشی میکشیدم. تازگی ها زمستون که میشه بیشتر به فکر کسایی میفتم که تو این سرما سرپناهی ندارن
تا هفته دیگه و به مناسبت شهادت امام حسین علیه السلام حرفی برای گفتن ندارم. بیشتر سعی میکنم فکر کنم به همه چیزهایی که هیچ وقت ازشون تو واقعه عاشورا نام برده نشده
هرچند که برای خیلی ها این موارد چندان مفهومی نداره و براشون جنبه مضحکه پیدا کرده اما روزی نه چندان دور، فردی از همان خاندان انتقام خون امام حسین علیه السلام و یارانش و همه مظلومین و ستم دیده های عالم رو از همه مستبیدن و مردم فریب ها و دین نما ها خواهد گرفت... سخت منتظر اون روزم... امیدوارم زنده باشم
....
آیا حضرت ابوالفضل علیه السلام جز به فرمان امام زمانش عمل کرد؟
کسایی که جوجه هاشونو دیروز و امروز شمردن خبر بدن ببینیم چند تا شده
هوا که سرد میشه با خودم فکر میکنم که چرا زمستونا بستنی نمیفروشن پشت چراغ قرمز! دیگه احتیاجی به یخچال و یونولیت هم نیست! نه؟
در آخرین روز پاییز هیچ اثری از حضور زمستان نیست
....
پاییز خوبی بود. خوب نه عالی بود :دی

